ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺩ ﻣﺜﻞِ ﺳﮓ ﺑﻪ ﺟﺎﻧﻢ ﺭﻫﺎ ﺷﺪﻩ
ﺷﻌﺮﯼﻛﻪ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﺯﺑﺎﻧﻢ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﻩ
ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺑﯽﻗﺮﺍﺭﯼِ ﻣﻦ ﺭﺍﻩِ ﭼﺎﺭﻩ ﻧﯿﺴﺖ
ﻣﻌﺸﻮﻗﻪﺍﻡ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺩﮔﺮ ﻣﺒﺘﻼ ﺷﺪﻩ
ﺁﻭﺍﺯﻩ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺩﺧﺘﺮِ ﻣﻐﺮﻭﺭِ ﺑﺎﻭﺭﻡ
ﺍﯾﻦﺭﻭﺯﻫﺎ ﻋﺮﻭﺱ ﺷﺐ ﺧﺎﻧﻪﻫﺎ ﺷﺪﻩ
ﺩﺳﺘﻢ ﻧﻤﮏ ﻧﺪﺍﺷﺖ ، ﺷﺮﻣﻨﺪﻩﺍﺕ ﻋﺰﻳﺰ
ﻭﻟﮕﺮﺩﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﻪ ﭘﻠﯽ ﺑﯿﻦِ ﻣﺎ ﺷﺪﻩ
ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﻢ ﻧﺸﺪ ﻛﻪ ﻏﺎﻓﻞ ﺷﻮﻡ ﺯ ﺗﻮ
ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺩﻟﻢ ﺍﺯ ﻏﻢ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺷﺪﻩ
ﮔﻔﺘﯽ ﺑﻪ ﻏﯿﺮِ ﻣﻦ ﺩﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺩﻩﺍﯼ
ﭘﺲ ﮐﯿﺴﺖ ﺁﻥﻛﻪ ﺻﺎﺣﺐِ ﺩﺳﺖِ ﺷﻤﺎ ﺷﺪﻩ؟
ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭِ ﺁﺧﺮ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﯽﮔﻮﯾﻤﺖ ﭘﺮﯼ !
ﺩﺭ ﺳﻴﻨﻪﺍﻡ ﺟﻨﻮﻥ ﺗﻮ ﭼﻮﻥ ﻭ ﭼﺮﺍ ﺷﺪﻩ

محمد ﻧﻌﯿﻢ ﺭﺣﯿﻢ


Saturday, 13 June 2026
شنبه, ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
......................
فرازی از گات ها: هات 46 بند 10 - ای هستی بخش دانا ، از مرد و زن هر کس در این جهان آنچه را که تو بهترین کار مقرر داشته ای به جای آرد ، چنین شخصی از پاداش و خشترا که همانا نیروی خدمت به مردم است و در پرتو اندیشه پاک به دست توان آورد ، برخوردار خواهد گردید. پروردگارا من به آنان خواهم آموخت که تنها تو را پرستش کنند و هنگامی گذر کردن از پل چینوت آنان را راهنمایی خواهم کرد.