ای زرافشان، همگل من...

کافر عشقم چه خوانی، نابکارا، نابکارا،
در خود خود می‌شناسم من خدا را، من خدا را!

شعرهای رودکی را کی بخوانی، تا بفهمی،
سوز ما را، ساز ما را، ریز ما را، راز ما را؟

در گمان تو نگنجد رنج ما و درد ملّت،
نیستی لایق، که دانی این همه دلماجرا را!

ای زرافشان، همگل من، از دل من گریه داری،
گریه ی بی‌اختیارا، گریه ی بی‌اختیارا...

با تو عمری چشم دارم هر نفس سوی سمرقند،
با تو عمری رهسپارم تا بخارا، تا بخارا!

سرگذشتم را نوشتم، مختصر امّا همین است،
با شما کردم مروت، با خودم کردم مدارا...

اسفندیار نظر


Saturday, 13 June 2026
شنبه, ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
......................
فرازی از گات ها: هات 31 بند 19 - ای هستی بخش ! بشود که مردم به سخنان درست اندیش و دانایی که آموزش هایش درمان بخش روح و برای زندگی سودمند است گوش فرا دهند و آنان را به کار بندند. به کسی گوش دهند که در گسترش آیین راستی تواناست و بیانی شیرین و روان دارد. ای خداوند خرد با فروغ تابناک دانش سرنوشت هر دو گروه (دانا و نادان) را تعیین فرما.