راهم بسى طولانى اما مقصدم نزديك است
از كابل آمدم و ميهمان تهران شدم
هواى سمرقند و بخارا كردم
خواهرم بدخشان صدايم مى كند
و
برادرم زابل مرا مى خواند
پدرم در توس چشم انتظار است
و مادر دلتنگ ما
نه از كاوه توانم بگذرم
و نه تهمينه رهايم مى كند
و نه زيبا دخت مازندران سودابه
گرماى محبت كورش مرا باز مى خواند
كه چون او بزرگ و جاودان نديدم
پاينده ايرانم و جاودان دليرانش
كه هر دم يادشان مرا تنها نمى گذارد


رودابه


Saturday, 13 June 2026
شنبه, ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
......................
فرازی از گات ها: هات 46 بند 3 ای مزدا کی سپیده دم نیک بختی به در خواهد آمد و مردم جهان به سوی راستی و پاکی روی خواهند آورد؟ کی نجات دهندگان بشر با دانش و خرد و آموزش های موثر خویش مردم را رهبری خواهند کرد؟ و وهومن نماد اندیشه پاکی به چه کسی گرایش پیدا خواهد کرد؟ ای هستی بخش من تنها تو را به عنوان آموزگار و سرور خود برگزیده ام.