اﺯ ﺑﺨﺎﺭﺍﯾﻢ، ﺍﺻﯿﻼً ﺗﺎﺟﮑﺴﺘﺎﻧﯽﺳﺘﻢ
ﺷﻬﺮﻭﻧﺪ ﻣﺸﻬﺪ ﻭ ﺷﯿﺮﺍﺯ، ﺍﯾﺮﺍﻧﯽﺳﺘﻢ
ﺭﺳﺘﻢ ﻭ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﻭ ﻓﺮﺩﻭﺳﯽ، ﻣﻨﻢ ﮐﺎﺥ ﺑﻠﻨﺪ
ﺭﻭﺩﮐﯽﺍﻡ، ﺟﺎﻣﯽﺍﻡ، ﺍﺷﻌﺎﺭ ﺧﺎﻗﺎﻧﯽﺳﺘﻢ
ﻣﺎﺩﺭ ﺑﻮﻣﺴﻠﻢ ﻭ ﺯﺍﯾﻨﺪﮤ ﮐﺎﻭﻭﺱ ﻭ ﮐَﯽ
ﻣﺨﻔﯽﺍﻡ، ﻓﺮﺯﺍﻧﻪ ﻭ ﺳﯿﻤﯿﻦ، ﮐﺎﺷﺎﻧﯽﺳﺘﻢ
ﻣﺮﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﺁﻗﺎ، ﺁﺷﻨﺎﯼ ﺳﺎﺑﻘﻢ !
«ﺑﻮﯼ ﺟﻮﯼ ﻣﻮﻟﯿﺎﻧﻢ» ﺻﻠﺢ ﻭ ﭘﯿﻤﺎﻧﯽﺳﺘﻢ
ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﺖ، ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻢ، ﺭﻧﺞﻫﺎﯾﺖ، ﺭﻧﺞﻫﺎیم
ﺳﺮﺥﺗﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﻥ ﺗﻮ، ﻟﻌﻞ ﺑﺪﺧﺸﺎﻧﯽﺳﺘﻢ
ﺧﺎﻧﻪﺍﻡ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﺩﺭ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯼ ﭘﺎﺭﺳﯽﺳﺖ
ﮐﺎﺑﻞ ﻭ ﮐﻮﻻﺏ ﻭ ﺗﻬﺮﺍﻧﻢ، ﺧﺮﺍﺳﺎﻧﯽﺳﺘﻢ

ﻧﺠﯿﺐ ﺑﺎﺭﻭﺭ


Saturday, 13 June 2026
شنبه, ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
......................
فرازی از گات ها: هات 44 بند 20 - ای مزدا از تو می پرسم چطور امکان دارد دیوان از شهریاران نیک باشند. کسانی که برای ارضای هوس های خویش و انجام مقاصد خود خواهانه می جنگند و با کمک کرپن ها و کاوی ها و اوسیخش جهان را به دست خشم و نفرت سپرده و جهانیان را به ناله و فغان می آورند. آیا اینها هیچ گاه کوششی خواهند کرد تا در پرتو راستی و درستی موجب پیشرفت و آبادانی جهان گردند و آشتی و آرامش را برقرار سازند و گسترش دهند.