شاعره رحیم جان
وي به سال 1977 ميلادي در شهر وحدت جمهوري تاجيكستان چشم به جهان گشوده است. وي دانش آموختۀ دانشگاه ملي تاجيكستان بوده و از 10 سالگي به شعر گفتن پرداخته است. از وي تاكنون دو كتاب منتشر شده: «نخستين نامه هاي درد» و «واپسين نامه هاي درد». وي بسيار خوش زبان و حاضرجواب مي باشد و با همسرش در قندپهلو شركت كرده است.نمونه شعر شاعر:
ترس تنهایی
ترسم که تنهایی مرا
دیوانه دنیا کند.
ترسم که تنهایی مرا
تنهاترین تنها کند.
ترسم، که تنهایی مرا
با درد میسازد نکاح.
از گوشه چادر چو شه
اندوه میسازد نگاه.
ترسم که تنهایی مرا
از درد آبستن کند.
تولید طفل غصّه را
از چشم بگرستن کند.
ترسم، که بعد چندها
با این الم پایی روم.
ترسم، که بعد رفتنم
از یاد تنهایی روم.
ترسم، که بعد مُردنم
تنهايیام نالد مرا.
ترسم، به راه خرّمی
ماند دو چشمم نیمه وا.
ترسم که نام خوب من
در واژهها دیگر شود.
ترسم ، که جای شاعره
«تنهاترین دختر» شود...