ناله به دل شد گره ، راهِ نیستان کجاست ؟
خانه قفس شد به من ، طرفِ بیابان کجاست ؟
اشک به خونم کشید ، آه به بادم سپرد
عقل به بندم فگند ، رخنه ی زندان کجاست؟
گفت پناهت دهد ، در ره آن خاک شو
آنکه شدم در رهش خاک بگو آن کجاست ؟
روز به محنت گذشت ، شام به غم شد سحر
ساقی گلچهره کو ، نعره ی مستان کجاست ؟
درتفِ این بادیه ، سوخت سراپا تنم
مزرعم آتش گرفت ، نم نم باران کجاست ؟
موج نلرزد بر آب ، غنچه نخندد به باغ
برگ نجنبد به شاخ ، باد بهاران کجاست ؟
خوب و بد زندگی ، بر سر هم ریختند
تا کند از هم جدا ، بازوی دهقان کجا ست ؟
برقِ نگه خیره شد ، شوق ز دل رخت بست
خانه پر از دود شد ، مشعل رخشان کجاست ؟
ناله شدم غم شدم ، من همه ماتم شدم
آ ن دل خرم چه شد ، آن لب خندان کجاست ؟
ابر سیه شد پدید ، باز به چرخ سخن
اختر برج ادب ، مرد سخندان کجاست ؟
هم نظر بوعلی ، هم قدم بو العلا
هم نفس رودکی ، همدم سلمان کجاست ؟
مرد نمیرد به مرگ ، مرگ از او نامجوست
نام چو جاوید شد ، مردنش آسان کجاست ؟

زنده ياد استاد خليل الله خليلي (زادهٔ ۱۲۸۶ در کابل – درگذشتهٔ ۱۳۶۶ خورشیدی در اسلام‌آباد)


Saturday, 13 June 2026
شنبه, ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
......................
فرازی از گات ها: هات 31 بند 20 - کسی که به سوی راستی و پاکی روی آورد (او پارسایی را پیشه خود سازد) جایگاهش سرای روشنایی یا بهشت خواهد بود. ولی شخصی دروغگو و بدکار زمانی دراز با شیون و افسوس در تیرگی و کوره روشنی به سر خواهد برد. به راستی نیت پلید و کردار زشت شخص بزهکار است که او را گرفتار زندگانی نکبت بار و عذاب وجدان خواهد ساخت.