وقتی که عطر موت پراکنده میشود
ﻫﺮ ﺟﺎﺩﻩ از هوای تو ﺁﮐﻨﺪﻩ ﻣﻴﺸﻮﺩ
ﺍﻏﺮﺍﻕ نیست مادر من ﺭﺍﺳﺖ گفتهاست
اندوه در مقابل تو خنده میشود
ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ هر دلیل ﮐﻪ ﺍﻓﺴﺮﺩه گشته ﺑﻮﺩ
از دیدنت دوباره ﺩﻟﻢ زنده میشود
ﺑﺎﻧﻮ چه گونه وصف کنم چشمهات ﺭﺍ
وقتی غزل ز چشم تو شرمنده میشود
اعجازچشم های قشنگ تو سِحر نیست؟
هر کس که دید چشم تو را بنده میشود
شهر ﺧﺠﻨﺪ را به تو تقدیم میكنم
آدم به لطف عشق تو بخشنده میشود
روزی به ﺳﻮﯼ خاطرهها میروم ,ولی
ﺷﻌﺮﻡ به ﻳﻤﻦ عشق تو پاینده میشود
ﻓﺮﺩﻭﺱ ﺍﻋﻈﻢ