گل صد برگ وفا باز به صد ناز شکفت،
گوش دل نغمه مرغان سحرخیز شنفت.
جامه ي نیلوفری کرد به بر صبح امید،
نگهم بر نگه سبز چمن آمد جفت
نشود باز به رویم در غمخانه دیگر
شادی این دل شیدای مرا مستان مفت
صحبت اهل نظر قوّت ایمان من است،
آیت روشنی دیده ي آیینه که گفت؟
رفتن رفت و مرا بیم گنه ماند به دل
ز عملهای خطا چشم سرم هیچ نخفت
بودن و رستن من مورد بخل دیگران
کی به جز هرزة پوچ غوک دگر چیزی گفت؟
خانة چشم دلم را که مهمان شده‌ای
بایدم از پی مهمان دیگر این خانه نروفت
ز گهر خالی نباشد کف کلکت رعنا،
غیر تو کیست که این گوهر یکدانه بسوفت?

رعنا زاير دخت


Saturday, 13 June 2026
شنبه, ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
......................
فرازی از گات ها: هات 49 بند 7 - پروردگارا بشود همه با منش پاک و دلی روشن به سخنانم توجه کنند و از روی پاکی و راستی آن را به گوش هوش بشنوند. ای هستی بخش هنگامی که پیام مقدس تو را به مردم می آموزم گواه باش تا یاران و خودمانی ها برابر قانون ایزدی زندگی کرده و برای همکاران راهنمای نیکی باشند.