سروده ای از کمال نصرالله شاعر تاجیکستان که در سوگ قربانیان زمین لرزه بم در ایران سرود:

در زلزله خاک تو خاک و گِل من ریخت
با خانه آباد تو از هم دل من ریخت
ایران من ، ای جان من ، ای جان من ایران
ای خاک کیان ، تخت عجم ، کشور شیران
صد بند گسسته ست ولی بند وفا نِی
صد قلعه فرو ریخت ولی قیمت ما نِی
ایران من ، ای جان من ، ای جان من ایران
ای مشعل آزاده دلان در دل و در دست
بشکست بسی تخت ولی عهد تو نشکست
مینوی خرد در تو چو جان در بدن جان
ایران من ، ای جان من ، ای جان من ایران
تا پرچم تو پرچم آزاده دلان است
صد رستم نارسته در این خاک نهان است
تسکین دگر نیست در اندوه شهیدان
ایران من ، ای جان من ، ای جان من ایران
هر لاله ، دل و سبزه ، زبانیست در این خاک
تمکین خموش تو فغانیست بر افلاک
هر زخم تو زخمیست مرا در دل و در جان
ایران من ، ای جان من ، ای جان من ایران
آهسته تو قدم مان تو در این خاک عزیزان
این خاک که دارد همه جا نبض دل و جان...
ای محضر عشق و فر و آزادی و ایمان
ایران من ، ای جان من ای جان من ایران


Saturday, 13 June 2026
شنبه, ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
......................
فرازی از گات ها: هات 43 بند 16 - ای خداوند جان و خرد ، زرتشت از برای خویش پاک ترین خرد را به منظور راهنما برگزید. بشود که راستی و درستی ، زندگانی مادی ما را نیرومند سازد. بشود که نیروی معنوی با نور ایمان و محبت چون پرتو درخشان خورشید قلوب ما را روشن سازد. پروردگارا به کسانی که در پرتو منش پاک و عقل و خرد کاری انجام می دهند پاداش بخش.