ما ذره ای ز کهنه ترین خاک این دریم
بر ما بتاب تا به فلک سر بر آوریم
رندیم و دلقپوش و نظرباز و دف نواز
تنها در آسمان تو خورشید خاوریم
آغوش واکن ای وطن! ای مادر وطن !
ما کودکان گمشده ات در سه کشوریم
آغوش واکن ای وطن ! ای مادر وطن !
در دامنت شکوفه ی امیدمان شکفت
دور از تو در خزان غریبی شناوریم
دامان مهربان تو از دست رفته است
شب زنده دار معرکه ی دیده ی تریم
تفتیده برف قله ی پامیرمان ز تب
جیحون دیده ی ترمان کجا بریم ؟
چون آسمان ابری و چل تکه ی توایم
یک روح اشکبار و در سه پیکریم
تاجیک زاد و افغان نژاد کیست ؟
ایران کجاست ؟ ما همه طفلان مادریم
مهتاب ،خوشه خوشه پراکنده شد ز شرق
باید یکی شویم و در آیینه بنگریم
آیینه ی شکسته ی ماهیم بر زمین
چندین ستاره ایم که باهم برادریم
رستم عجمی