سلام دلبر ناز عطر باغ آوردم
و چشم ماه تو روشن چراغ آوردم
به رغم سردی این روزگار بی مهری
دو استكان پر از عشق داغ آوردم
بیا و پنجرهها را به روی من بگشا
پُر از طراوتم و اشتیاق آوردم
مسیر چشم تو را ,جادهها که میدانند
ز پشت کوچه ی یک اتفاق آوردم!
تمام چلچلهها را بگو که برگردند
که من بهار به این كوچه باغ آوردم
فردوس اعظم