امروز سالگرد درگذشت امید شعر معاصر ایران هست. یادش گرامی
این گفته های بانو گلرخسار هم تقدیم به روح اخوان ثالث بزرگ و دوستدارانش.
وطن ما زبان ماست
من هر وقت به ایران میآیم، هرچند خیلی کوتاه، حتما به زیارت استاد فردوسی میروم و در کنار او استاد دیگرم اخوانثالث. سال1990 که عضو پارلمان شوروی بودم، مرا به آلمان غربی -که آن زمان رفتن فردی از شوروی به آنجا تقریبا غیرممکن بود- دعوت کردند اما بهانه ما شب شعر فارسی بود. استادانی چون اخوانثالث، شفیعیکدکنی، دولتآبادی، گلشیری، بزرگعلوی و بسیاری دیگر از بزرگان ادبیات ایران نیز حضور داشتند. وقتی برای بار اول استاد اخوان را دیدم، بهدلیل نزدیکی فراوان زبان و تاریخ تاجیکها و خراسانیها، او به من گفت: خانمجان! تو تا حالا کجا بودی؟ آخر در آن روزها خیلی بیمار بودند و بعد از ششماه متاسفانه فوت کردند. در همین دوره کوتاه که با هم آشنا شدیم، آنقدر به من لطف داشتند که حق انتشار آثار خود در تاجیکستان را به من دادند و مرا میراثخوار خود کردند و بیتی برایم نبشته کردند: «به شام ما غریبان چون شفق گل کرد گلرخسار/ سماع را پرشمیم سیر سنبل کرد گلرخسار»
گفتم: استاد این بیت دوام ندارد؟ گفتند: اگر عمر دوام داشته باشد، اما صدحیف که نداشت! من برایشان ویزا گرفتم برای شوروی اما هیچوقت این سفر دست نداد.
اخوان نیز مثل من فکر میکرد تاجیکستان و ایران دو ملت و دو فرهنگ نیستند، بلکه یک فرهنگ مشترک دارند. تاریخ به ما جبر بسیار کرد، اما نمیتواند حقیقت را از بین ببرد، وطن ما زبان ماست